1.800.000 تومان
کتابستان/فلسف و عرفان/ مخاطرات خرد (پدیدار شناسی بحران عقل در فرهنگ اسلامی)
مباحث مطرح شده در این کتاب در مجموع مشتمل بر سر موضوع اساسی است؛ اما هر سه موضوع دست به دست هم داده تا معضل خرد را به گونهای مطرح کند.
بخش اول به مسائل و چالشهای منطق در جهان اسلام اختصاص دارد. این بحث در چارچوب جدال دین و فرهنگ جای میگیرد و چنانکه در این بخش توضیح داده شده، سختگیری دینی و آسانگیری فرهنگی که از آن به عنوان «نظریۀ دفع دینی و جذب فرهنگی» تعبیر شده است، موقعیت منطق را به عنوان معیار دانش یقینی و مآلاً استحالهها و دگردیسیهای آن را در آغوش یک فرهنگ دینپرورده توضیح میدهد. این اشارات نه تاریخ منطق است و نه تلاش برای تثبیت مجدد آن به عنوان یک معیار و متدولوژی، بلکه تلاشی است برای سنجش وضعیت عقل و بنابراین به سهم خود کوششی است برای تعلیق تاریخ و امکان دادن به ذات تاریخی منطق تا در آگاهی خواننده، خود را پدیدار کند.
بخش دوم به دشواریهای عقل از زوایای گوناگون پرداخته است. نکتۀ کانونی در این بخش، تلاش برای ایجاد تصویر مناسب از موضوع و مسئله عقل در شکل تاریخی آن است. این تلاش با این فرض صورت گرفته که تنها از رهگذر آگاهی از سرشت تاریخی خرد میتوان به سویههای تاریک آن پرتو افشاند. فصول بخش دوم نشان میدهد که مسئلۀ اصلی در تمدن اسلامی، استحالۀ اشکالی از خردگرایی به صورتهای متعدد از نابخردی است. در متونی که از مآثر اسلامی در دست وجود دارد، هیچیک «جدال عقل علیه عقل» را همانند دفتر فشرده اما مهم «رساله فی معانی العقل» اثر فارابی به گونۀ درخشان باز نمیکند و نشان نمیدهد. در فصلی از این بخش نویسنده کوشیده با بررسی همهجانبۀ این رساله، نهتنها بر وضعیت عقل در تاریخ اسلام پرتو افکند، بلکه در تصویر صورت مسئلۀ عقل نیز سهم بگیرد و نشان دهد که چالش اصلی در جهان اسلام، نه شرع و امر دینی، بلکه اشکال و صور گوناگونی از خردگرایی است. در بررسی کنونی این کتاب، این رساله هم یک سند تاریخی بوده و هم یک متن فلسفی که نویسنده نیز آن را از این دو حیث بررسی کرده است.
در حوزۀ فرهنگی فارسی، حوزۀ فرهنگی بلخ نمونۀ مثالی فرهنگ فارسی دیده شده و شواهد و براهین آن در فصل مربوط نشان داده شده است. سخن گفتن از بلخ به عنوان سنتز آتن و اورشلیم تنها به مدد نشان دادن خصوصیت و ساختار فرهنگی خاص آن ممکن است. فصلی که تفسیر ابن سینا و ابن رشد را از یکی از دفاتر متافیزیک ارسطو مقایسه میکند، کوشش دیگری برای طرح معضل خرد است. هدف نویسنده آن است که توجه خواننده را از مسائلی چون جایگاه، برد ذهنی و نبوغ فردی هر یک از دو مفسر به سوی امکانات و الزامات فرهنگی آن دو جلب کند و این به سهم خود، موقعیت پدیدارشناختی سزاوار توجهی به دست میدهد که غایت آن، افشاندن نوری بر سرشت عقل در یک فرهنگ دینی است. در این بخش فصلی نیز به ملاصدرا اختصاص یافته که استعلاییتر از هر مورد دیگر است؛ زیرا هدف آن نه در پیچیدن به مسائلی است که ملاصدرا مطرح کرده، بلکه تلاش برای فهم سرشت تفکر او در یک جغرافیای فرهنگی، سیاسی و اجتماعی خاص است.
بخش سوم از منظر دیگری معضل خرد را به بحث میگذارد: از منظر نسبت فلسفه و ایدئولوژی. ایدئولوژی را از آنجا که حجاب عقل است، میتوان نوعی شبهفلسفه یا فلسفۀ دروغین دانست. فلاسفه همواره داعیۀ تحری حقیقت داشته و به همین جهت هم عظمت داشته و مورد احترام بوده و علاوه بر زبان، روش و خواستگاه، به لحاظ غایت نیز خاص و یگانه بوده است. فارابی از فیلسوفانی است که خواست حقیقت در آنها به خواست قدرت و ثروت تبدیل شده، به عنوان فیلسوفان دروغ و دنبال حطام دنیوی یاد کرده و این را بایستی بدین معنا گرفت که ایدئولوژی گرچه از ویژگیهای عصر جدید است؛ اما ریشههای آن به مثابه بئسالبدل فلسفه کمابیش همزاد فلسفه بوده و همواره پابهپای آن حضور داشته است.
موردی از سرکوب تفکر و سخن فلسفی به مدد ایدئولوژی در بررسی «نظریۀ اعتباریات» و پیامدهای فلسفی آن و نیز واکنشهای انگیختهشده پیرامون آن نشان داده شده است. از عرضۀ ایدئولوژی به جامۀ خرد، دو نمونه به دست داده شده است: یکی از عرب و دیگری از عجم که مانند مورد فارابی، ملاصدرا و ابن رشد به تفصیل بررسی شدهاند.
بنابراین در این کتاب، منطق، فلسفه و ایدئولوژی همگی در حکم میانجیهایی آشکارکننده و سوژههای تأمل فلسفیاند که از خاک و نیروی تربیتی فرهنگ تغذیه میکنند و بنابراین با هم پیوند خوردهاند و اگر قرار باشد، موضوعی واحد مثلاً عقل را بازنمایی کنند، باید در پیوند با یکدیگر بررسی شوند. خرد، موضوع اصلی است؛ فرهنگ، سرشت و برد آن را معین میکند و ایدئولوژی موانع آن را نشان میدهد. آنجا که با معضل تاریخی خرد سروکار داریم، بررسی این مقتضیات و موانع میتواند موضوع کوششی اصیل و جدی باشد.
فهرست مطالب:
کتاب اول: بحران منطق
کتاب سوم: بحران تفکر