ثبت و نشر میراث فرهنگی سرزمین خورشید
دوشنبه 27 مهر 1405
همرسانی این کتاب:

سِفر خروج (گزارش شخصی از واقعه سقوط افغانستان و خروج از کابل)

500.000 تومان

گزینه‌های خرید:
دربارهٔ کتاب

خانه کتاب/کتابستان/تاریخ شفاهی/سِفر خروج

مقدمه :

ایکاروس ، یک سیمای افسانوی یونانی است که برابر گزارش اساطير الأولين ،یونانی همراه پدرش دیدالوس در جزیره کرت در نزد منوس زندانی بود. دیدالوس هنرمندی چیره دست در صنایع دستی بود و به منظور رهایی از زندان ، برای فرزند خود بالهایی از پر ساخت و آن را با موم به تن پسرش چسپاند تا از این طریق بتواند خود را از زندان جزیره رهایی دهد. دیدالوس به پسرش توصیه کرده بود که زیاد با این بالها اوج نگیرد و به خورشید نزدیک نشود. اما پسر که شوق پرواز داشت با بالهای مومی به خورشید نزدیک شد. گرمای خورشید موم را آب کرد و ایکاروس از اوج آسمان به قعر اقیانوس سقوط کرد و غرق شد.

در خلال سقوط نظام سیاسی افغانستان ، رویدادهای بسیاری بودند که اسطوره ایکاروس را در خاطر آدمی زنده می کردند. نوجوانانی که از لای چرخهای هواپیما به زمین سقوط می کنند ، اردوی ملی که مثل موم آب می شود و به زمین فرو می رود، ایالات متحده که با صرف منابع بی شمار مالی و انسانی تنها کوهی از فاجعه و فروپاشیدگی را به جای می گذارد ، رئیس جمهوری که با تقلب بر سر کار می آید با بدخویی و شناعت حکومت میکند، با نفرت و کینه سخن می گوید ، مانند دلقکان ابله رجز میخواند و در فرجام مانند دزدان بزدل فرار می کند. اینها نمونه های برجسته ای از خام کاری و طمع به دست می دهند و همه و همه یادآور پرواز با بالهایی از جنس موم در گرمای خورشید می باشند.

روز یکشنبه پانزدهم آگوست ۲۰۲۱ محمد اشرف غنی رئیس جمهور افغانستان به طور ناگهانی از کشور فرار کرد. هم زمان با فرار او نیروهای طالبان وارد پایتخت شدند و بدون اینکه اداره مسئولی متصدی نظم پایتخت یا اداره کشور باشد، همه چیز در آشوب و آشفتگی فرو رفت. بلافاصله، جوزف بایدن، رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا ، پنج هزار نیروی امریکایی را در فرودگاه بین المللی کابل مستقر کرد که به مدت پانزده روز برنامه ای را تحت عنوان (تخلیه شهروندان غربی و همکاران افغانی) شان رهبری و مدیریت نمودند.

من داستان خود از این رویداد را «سفر خروج» نام داده ام تا بر طبق قول مارکس بر سرشت حقارت بار ، سوگ ناک و مسخره آن تأکید کرده و آن را در تقابل با روایت اسطوره ای – الهیاتی عهد عتیق نهاده باشم. این نام گذاری نه یک کپی برداری از کتاب مقدس، بلکه تأکید بر روندهای دقیقاً معکوس آن است و من به جد گمان میکنم که در زمینه تقابل سفر خروج عهد عتیق و خروج آمریکا از افغانستان در دوران جدید و خروج مردم بعد از سقوط کابل به دست طالبان، بهتر می توانیم به سرشت آنچه اتفاق افتاده است و به سرشت زندگی در کلیت آن در زمینه و زمانه کنونی پی ببریم.

بدیهی است که این دفتر تجربه شخصی من به عنوان یکی از حدوداً صد و بیست هزار نفری است که در آن برنامه از افغانستان خارج شده اند. اما همان گونه که هر کس در محشر با نامه اعمال خود به تنهایی محشور می شود، داستان هر کس از تجربۀ خروج هم متفاوت است . تا جایی که من دیدم در صحرای محشر خروج نیز هر کس تنها بود. به عیان دیدم که پدر از پسر ، زن از شوهر و خواهر از برادر جدا شدند و برخی از این جدا شدن ها شاید هرگز هیچ یک جاشدنی را به دنبال نداشته باشند.

آن خروج از هر جهت تجربه تلخ ، تکان دهنده و دهشتناک بود. زمانی طولانی در کار است تا فروپاشی ناگهانی همه چیز را به درستی درک کنیم و بفهمیم که آن کلبه پوشالی چگونه بر سرمان آوار شد و چرا قبلاً متوجه نشدیم و اگر شدیم چرا نتوانستیم کاری کنیم…

فصل اول : نابودی آینده و امید
فصل دوم : نمایش آخرالزمانی خروج
فصل سوم : پشت دروازه فردا
فصل چهارم : میان گذشته و آینده